انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٣
به هر حال یک اصل در این مکتب این است که انسان ، مختار و آزاد و
مسؤول خودش آفریده شده است ، و حرف درستی است .
میدانیم در میان مسلمین دو گروه بودند : اشاعره جبری بودند و معتزله
تفویضی . شیعه معتقد به " امر بین الامرین " است ، نه جبر اشعری را
قبول دارد و نه تفویض و " به خود وانهادگی " معتزلی را ، چیزی را که
اگزیستانسیالیسم " وانهادگی " مینامد ، همان تفویض معتزلی است . [ از
نظر اسلام ] تفویض نیست ولی اختیار هست . ائمه فرمودهاند که " « لا جبر
و لا تفویض بل امر بین الامرین » " [١] جبر نیست ( آنچنان که امروز هم
ماتریالیستها میگویند ) و تفویض و وانهادگی هم نیست ، آنطور که
اگزیستانسیالیستهای امروز هم میگویند ) ، اختیار است که " امر بین
امرین " است . پس تا این حد مسئله اختیار و آزادی انسان و اینکه جبری
بر انسان حکومت نمیکند تا از او سلب اختیار کند ، مطلب درستی است .
این مطلب هم که انسان برخلاف همه موجودات دیگر اعم از جاندار و
غیرجاندا ر دارای یک سرشت ثابت و غیرقابل تغییر نیست ، و بلکه انسان
خودش به خودش ماهیت و سرشت و صورت میدهد ، مطلب درستی است .
نتایج تعلق و وابستگی انسان
اما این مکتب در مورد آزادی مطالب دیگری هم دارد . تا[١] کافی ، ج ١ ، ص . ١٦٠