انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٢
خلق ، مقدمه ایمان است ، خدمت به خلق ، مقدمه عبادت است ، خدمت به خلق ، مقدمه عاقل شدن است ، خدمت به خلق مقدمه سایر ارزشهای انسانی است ، یعنی ما باید به خلق خدمت کنیم تا آنها را در مسیر ایمان بیندازیم ، تا آنها را در مسیر خداپرستی بیندازیم ، تا آنها را در مسیر سایر ارزشها بیندازیم . خدمت به خلق ، مقدمه و زمینه برای ایمان است نه اینکه ایمان مقدمه برای خدمت به خلق است ، و نه اینکه هیچکدام مقدمه دیگری نباشد . اسلام چنین مکتبی دارد و چنین حرفی میزند و واقعا هم وقتی ما حساب کنیم ، میبینیم غیر از این معنی ندارد . والا اگر این طور باشد [ یعنی خدمت به خلق مقدمه ایمان نباشد ] ما باید همه انسانها را منهای انسانیت آنها در نظر بگیریم . بعد همان طور که قبلا هم گفتیم باید به لومومبا به همان چشم نگاه کنیم که به چومبه نگاه میکنیم و به موسی چومبه هم به همان چشم نگاه کنیم که به لومومبا نگاه میکنیم ، چون هر دو انسانند ، هر دو شکم دارند ، هر دو ممکن است گرسنه شوند و هر دو ممکن است برهنه باشند . دیگر از جنبه به اصطلاح زیستشناسی این دو انسان با یکدیگر فرق نمیکنند . من بعضی از مجلات نسبتا خیلی سنگین و آبرومند را که میخوانم ، میبینم عدهای وقتی میخواهند مقام عرفان اسلامی را خیلی بالا ببرند و از آن تعریف کنند میگویند : این عرفای ما کوچک نیستند ، حرفهای خیلی خیلی بزرگ زدهاند ! میپرسیم چه گفتهاند ؟ ! میگویند : عرفان در نهایت امر ، سر از خدمت به خلق درمیآورد ! نه ، این طور نیست . عرفان هیچوقت در نهایت امر ، سر از خدمت به خلق درنمیآ ورد ، در وسط راه و بلکه در مقدمه راه سر از