انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٠
مهربانی و عدالت و کرامت را در اذهان به صورت نیکی و درستی و زیبائی
جلوه دادند و قبولانیدند تا توانائی نیرومندان را تعدیل کنند و از بندگی
آنها رهائی یابند و این مقصود را بیشتر به وسیله ادیان پیش بردند و نام
خدا و حق را حصار آنها قرار دادند " .
این نظریه ، درست نقطه مقابل نظریه کارل مارکس است . نیچه و مارکس
، هر دو ضد دین هستند ولی نیچه مدعی است دین را ضعفا علیه اقویا اختراع
کردند تا به [ گردن ] اقویا افسار بزنند چون خودش را طرفدار اقویا
میداند و مارکس که خودش را طرفدار ضعفا معرفی میکند ، میگوید دین را
اقویا اختراع کردند برای اینکه جلو شورش ضعفا را بگیرند .
نیچه بعد به سقراط و بودا و عیسای مسیح حمله میکند و میگوید :
" اخلاق مسیحی اخلاق بندگی است و اخلاق خواجگی را تباه کرده است و
گفتگوی برادری و برابری و صلح و رعایت حقوق زنان و رنجبران و امثال این
سخنان که امروز در دنیا شایع شده از آن منشأ است و خدعه و تزویر و فریب
است و مایه فقر و ضعف و انحطاط میباشد و باید این اصول را خراب کرد و
اصول زندگی خواجگی باید اختیار نمود . اصول زندگی خواجگی کدام است ؟ فکر
خدا و زندگی اخروی را باید کنار گذاشت [١] . . . باید رأفت و رقت
قلب را دور انداخت . رأفت از عجز است ، فروتنی و فرمانبرداری از
فرومایگی است ، حلم و
[١] به قول او اینها خیلی اسباب زحمت است !