انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٨
خود را مکتب محبت مینامند ولی چنانکه عرض کردیم در مکتب محبت به
جائی رفتهاند که مکتب آنها را باید " مکتب ضعف " نامید ، یعنی
مکتب " ضعف ستائی " است ، نه مکتب محبت . ولی مکتب هندیها را
میشود مکتب محبت نامید . مکتب محبت چیست ؟
مکتب محبت کمال انسان را مساوی با خدمت به خلق و محبت کردن به مردم
میداند ، یعنی درست نقطه مقابل مکتب نیچه . هرچه را که نیچه نفی میکرد
، اینها نقطه مقابلش را میگویند . میگویند اساسا انسان کامل یعنی انسانی
که خیرش به خلق خدا برسد ، انسانیت یعنی خیر رساندن به خلق . الان هم در
مکتبهای فرنگی گواینکه چنانکه عرض کردم خود فرنگیها عملا به این حرف
پایبند نیستند وقتی میگویند انسانیت و انسانگرائی ، مقصودشان همین خدمت
به مردم و محبت به مردم است . مجلاتو جرائد ما هم وقتی میگویند فلان چیز
" انسانی است " یا " انسانی نیست " جز این قصد نمیکنند [١] .
وقتی میگویند فلان چیز انسانی است یعنی از نظر خلق خدا خیرخواهانه است و
" انسانی نیست " یعنی به نفع مردم نیست . بنابراین از نظر اینها
انسانیت جز خدمت به مردم و خلق خدا چیز دیگری نیست .
گاهی در بین شعرای ما هم تعبیرات مبالغه آمیزی شده است .
مثلا سعدی میگوید :
| عبادت به جز خدمت خلق نیست |
| به تسبیح و سجاده و دلق نیست |
[١] حال بر حسب قصد آنها میگویم ، اما به اینکه اینها هم در عمل جور دیگری هستند کاری ندارم .