انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٣
یکی از کسانی که همراه عمر سعد و وقایع نگار قضایا بود ، در لحظات آخر
حیات امام حسین ( ع ) که دیگر جنگها تمام شده بود و ایشان در همان گودال
قتلگاه ، بیحا ل افتاده بودند ، برای اینکه ثوابی کرده باشد ، رفت نزد
عمر سعد [١] و گفت : اجازه بده من یک جرعه آب برای حسین بن علی ببرم
، چون او به هر حال رفتنی است ، این آب را بخورد یا نخورد ، برای تو
تأثیری ندارد . عمر سعد اجازه داد ، ولی وقتی این مرد رفت ، آن لعین ازل
و ابد ( شمر ) داشت برمیگشت ، در حالیکه سرمقدس را همراه داشت . همین
مردی که برای امام آب برده بود ، میگوید : والله لقد شغلنی نور وجهه عن
الفکرش فی قتله بشاشت چهرهاش نگذاشت که اصلا درباره کشته شدنش فکر کنم
، یعنی در حالیکه سرامام حسین بریده میشد ، لبش خندان بوده است .
انسان کامل یعنی انسانی که حوادث روی او اثر نمیگذارد . . . [٢] علی
( ع ) آن کسی است که مراحل و مراتب اجتماعی را از پائین ترین شغل از
جنبه اقتصادی مثل عملگی [٣] تا عالیترین [ مناصب ] اجتماعی که
زمامداری و خلافت است [ طی کرده است ] . " علی الوردی " میگوید علی (
ع ) فلسفه کارل مارکس را نقض کرد ، برای اینکه علی در کوخ همانجور
زندگی میکرد که در کاخ ، و در کاخ همانطور زندگی میکرد که در کوخ ( مقصود
کاخ
[١] [ مثل ] بعضی از آدمهای مقدس پیشه ما که میخواهند عملی که هیچ زحمتی و عکسالعملی نداشته باشد ، انجام دهند و در ضمن ثوابی هم کرده باشند . [٢] [ افتادگی از نوار است ] . [٣] علی ( ع ) مدتها عملگی هم کرده است ، نه اینکه [ پول ] نداشته است ، علی هر چه که میداشت مثل غنائم جنگی انفاق میکرد و فردا دنبال کار کردن میرفت .