انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١
عرفا که گرایششان به ارزش عشق است اصلا گرایش ضد عقل دارند و رسما با
عقل مبارزه میکنند . حافظ میگوید :
صوفی از پرتو میراز نهانی دانست گوهر هر کس از این لعل توانی
دانست
شرح مجموعه گل [١] مرغ سحر داند و بس که نه هر کو ورقی خواند معانی
دانست
میخواهد بگوید فقط و فقط عارف با مرکب عشق ، به عرفان حق میرسد . در
چند بیت بعد میگوید :
ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی ترسم این نکته به تحقیق ندانی
دانست
مخاطبش در این بیت ، بوعلی سیناست که در آخر اشارات [ سخن از عشق
گفته است ] . پس ، از نظر اینها اساسا انسان و انسانیت عبارت از "
عشق " میشود و عقل به دلیل اینکه عقال و پایبند است ، به کلی محکوم
میشود .
یک وقت هم میبینید تنها ارزش ، میشود ارزش " عقل و فکر " . انسان
میگوید این حرفها چیست ، اینها همه خیالات است ، اینها چنین و چنان
است . بوعلی سینا گاهی در بین صحبتهایش میگوید : " این حرفها ، اشبه
به خیالات صوفیه است ، باید با مرکب عقل جلو رفت " .
اینها ارزشهای گوناگونی است که در بشر وجود دارد : عقل ، عشق ، محبت
، عدالت ، خدمت ، عبادت ، آزادی و انواع دیگر
[١] " مجموعه گل " یعنی ذات مستجمع جمیع کمالات ، یعنی ذات حق .