انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٣
حاجیهایی که در پنجاه شصت سال پیش مکه رفتهاند میدانند و کسانی که
خودشان در آن موقع نرفتهاند شاید شنیده باشند که در عربستان وضع دزدی به
چه صورت بوده است . در آن زمان که اتومبیل و هواپیما نبود ، قافلههای
حجاج با شتر و امثال آن حرکت میکردند و با اینکه مسلح میشدند و افراد
نظامی همراه خود میبردند ، از دو هزار نفر کمتر جرأت نمیکردند که این
راهها را طی کنند . با همه این احوال سالی نبود که شنیده نشود که حرامیها
باز به قافلههای حجاج شبیخون زدند و چقدر آدم کشتند و چقدر اموال مردم را
بردند و چقدر از خود آنها کشته شدند ، ولی اینجور کشته شدنها چون روی
حساب احتمالات است ، جلوی دزدی کردن کسی را نمیگیرد . دولت سعودی لااقل
همین یک کارش در دنیا خوب بود ( حال به اینکه هزار کار بد دارد ، من
کاری ندارم ) و یکی دو سال این کار را کرد ، یعنی انگشت دزد را برید .
شاید سالی صدها دزد و صدها حاجی کشته میشد ولی اثری نداشت . دزدی را به
عرفات یا منی و یا جای دیگری که همه حجاج بودند « و لیشهد عذابهما طائفة
من المؤمنین »آوردند و دست او را بریدند و بار دیگر این کار را تکرار
کردند . یک دفعه دیدند آن حرامیان و عده دیگری که به علت گرسنگی [١]
زیاد دست به دزدی میزدند ، این عمل را ترک کردند و اساسا دزدی از بین
رفت . مردم دیدند که در همان سرزمین ، بار و چمدان حاجی میافتد و چندین
روز میگذرد و احدی جرأت نمیکند به آن دست بزند و یا با پایش آن
[١] هنوز هم در عربستان آن گرسنهها در جایی که باید گرسنه باشند ، گرسنه هستند ، شاهزادههای سعودی هستند که پولدارند .