انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٦
غنیتر است ، نه قدیمیها توانستهاند به پایه اینها برسند و نه امروزیها ،
ولی چنانکه عرض کردم مکتبی غیر قابل نقد نیست . در جلسه گذشته [ سه ]
نقد [١] بر انسان کامل عرفانی ، ذکر کردیم . یکی این بود که گفتیم عرفا
بیش از اندازه عقل را تحقیر کردهاند و گاهی نه خیلی تا حد بیاعتبار بودن
عقل هم جلو رفتهاند .
در اینکه مقام عشق را از عقل بالاتر بردهاند ، شکی نیست . به قول حافظ
: " جناب عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است " ، ولی در مرحله تحقیر
عقل گاهی تا حد افراط هم جلو رفتهاند ، یعنی اساسا تفکر و تعقل و منطق و
استدلال و برهان را سخت بیاعتبار معرفی کردهاند ، تا آنجا که آن را "
حجاب اکبر " هم نامیدهاند و گاهی در حیرت فرو رفتهاند ، اگر دیدهاند
حکیمی به جائی رسیده است .
در این زمینه داستان معروفی است که در کتابها نوشتهاند . بوعلی سینا ،
این حکیم بسیار بزرگ مشائی و عقلی و خشک ، با یک عارف بسیار مهم و
بزرگ ، یعنی ابوسعید ابوالخیر معاصر بوده است . [٢] بوعلی در همان
مولدش یعنی [ نواحی ] ماوراءالنهر و بلخ و بخارا بود ولی بعد ، از ترس
سلطان محمود مجبور شد فرار کند ، چون میخواست او را به درگاه خود ببرد و
بوعلی نمیخواست برود . بوعلی به نیشابور آمد و در آنجا با ابوسعید
ابوالخیر ملاقات کرد . نوشتهاند این دو ،
[١] این نقدها مال من نیست . من با معیار اسلام دارم نقد میکنم . در واقع اسلام است که دارد نقد میکند . [٢] بوعلی سینا در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم میزیسته و وفاتش در سال ٤٢٨ بوده است .