انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١١
ساخته و پرداخته قبلی که در فضای عالم قدس پرواز میکرده " طایر عالم قدسم چه دهم شرح فراق " نیست که بعد او را در این قفس ، زندانی کرده باشند و وظیفهاش این باشد که فقط زندان را بشکند . اسلام این را قبول ندارد . بله ، اگر شما شنیدهاید که عالم ارواح بر عالم اجسام تقدم دارد ، به این معناست که سنخ ارواح تقدم دارد ، یعنی روح پرتوی است که تکوینش در این عالم است ، ولی پرتوی است که از عالم دیگر به این عالم تابیده است ، نه اینکه به تمام و کمال در یک جای دیگری بوده و بعد او را به اینجا آوردهاند و در قفس کردهاند . این فکر یعنی فکر تناسخ یک فکر هندی و یک فکر افلاطونی است . افلاطون در بین یونانیها معتقد بود که روح انسان ساخته و پرداخته عالمی قبل از این عالم عالم مثل است ، بعد این ساخته و پرداخته را آوردهاند و به حکم مصلحتی در اینجا زندانی کردهاند ، لذا باید از این زندان رها شود و برود . ولی اسلام با این دید به طبیعت نگاه نمیکند . البته این را هم عرض کنم ( برای اینکه بعضی اگر تاریخچههایی را خواندهاند [ توهم نکنند ] ) . نمیخواهم بگویم تمام عرفا اینقدر اشتباه کردهاند ، نه عرفای بزر گ گاهی لااقل در کلمات خودشان متوجه این نکته بودهاند و نه ترک جامعه گرائی کردهاند و نه ترک طبیعت گرائی . آنها به این نکته که قرآن آیات آفاق و انفس را در کنار یکدیگر ذکر کرده است و اینکه طبیعت هم ، آیه و آئینه جمال حق است ، کاملا توجه کردهاند . مگر شبستری نیست که در آن منظومه بسیار بسیار عالی وراقی خودش که واقعا شاهکاری در