انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢
همین مسئلهای است که در این جلسات طرح کردهایم : مسئله ارزشهای انسانی و به عبارت دیگر مسئله انسانیت انسان . عجیب است که شما سراغ هر موجودی بروید ، میبینید خودش برای خودش به عنوان یک صفت انفکاک ناپذیر است ، مثل صفت " پلنگی " برای پلنگ ، " سگی " برای سگ ، " اسبی " برای اسب . ما نمیتوانیم اسبی پیدا کنیم که " اسبی " نداشته باشد ، سگی پیدا کنیم که " سگی " نداشته باشد ، پلنگی پیدا کنیم که " پلنگی " نداشته باشد ، ولی ممکن است انسانی منهای انسانیت موجود باشد ، زیرا آن چیزهائی که آنها را انسانیت انسان میدانیم که جلسه گذشته عرض کردم و آن چیزهائی که به انسان شخصیت میدهد نه آن چیزهائی که ملاک شخص انسان است اولا یک سلسله چیزهائی است که با اینکه بشری است و تعلق به همین عالم دارد ولی با ساختمان مادی انسان درست نمیشود ، غیر مادی است ، محسوس و ملموس نیست و به عبارت دیگر از سنخ معنویات است ، نه مادیات ، و ثانیا این چیزهائی که ملاک انسانیت انسان است و ملاک شخصیت و فضیلت انسانی انسان است ، به دست طبیعت ساخته نمیشود ، فقط و فقط به دست خود انسان ساخته میشود . غرضم این کلمه بود که انسان ، خودش دروازه معنویت است و از دروازه وجود خود ، به عالم معنا پی برده است ، [ چنانکه ] امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا ( ع ) میفرماید : " « لا یعرف هنالک الا بما هیهنا » " آنچه در [ عالم معنا ] هست از راه آنچه در [ درون انسان ] است ، شناخته میشود که این خودش یک مسئلهای است . در جلسه پیش عرض کردم چیزهائی که به آنها ارزشهای