انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩
« و باشروا روح الیقین ، و استلانوا ما استوعره المترفون ، و انسوا بما
استوحش منه الجاهلون » به روح یقین اتصال پیدا کردهاند و فاصلهای با روح
یقین ندارند . آن چیزهایی که برای اهل ترف و ماده پرستها خیلی سخت
است ، برای آنها رام و نرم است ، آنچه برای نادانها مایه وحشت است
یعنی خلوت با حق ، برای آنها مایه انس است « و صحبوا الدنیا بابدان
ارواحها معلقة بالمحل الاعلی » [١] اینها در دنیا با مردم همراهند ولی
با روحهایی که مجذوب [ عالم ] بالا هستند . در عین اینکه در این دنیا
هستند ، در این دنیا نیستند ، در حالی که در این دنیا هستند ، در دنیای
دیگری هستند . دردهای علی و به تعبیر ما دردهای عرفانی علی و دردهای
عبادتی علی و مناجاتهای علی یک مسئله بسیار واضح و روشنی است . کارش
در عبادت به جائی میرسد که آنچنان از خود بیخود میشود و گرم محبوب و
معشوقش میشود که از آنچه در اطراف او میگذرد بیخبر است ، حتی اگر تیری
را از بدنش بیرون بکشند .
این درد انسان است ، یعنی درد جدائی از حق ، و آرزو و اشتیاق تقرب به
ذات او و حرکت به سوی او و نزدیک شدن به او . تا انسان به ذات حق
نرسد ، این دلهره و اضطراب از بین نمیرود و دائما این حالت برای او
هست . اگر انسان خود را به هر چیز سرگرم کند ، آن چیز سرگرمی است ، [
حقیقت ] چیز دیگر است ، قرآن این مطلب را به این تعبیر میگوید : "
« الا بذکر الله تطمئن القلوب »" [٢] بدانید فقط
[١] نهجالبلاغه ، حکمت . ١٤٧ [٢] سوره رعد ، آیه . ٢٨