انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣
حماسی مثل فردوسی است که دارد حرف میزند ، یا فلان مرد آزادیخواه که جز
آزادی چیزی سرش نمیشود دارد حرف میزند ، یک جای دیگر را که مطالعه
میکند ، خیال میکند یک عابد گوشهنشین و یک زاهد گوشهگیر و یا یک راهب
دارد حرف میزند . همه ارزشهای انسانی را [ در علی ( ع ) میبینیم ] ، چون
سخن ، نماینده روح گوینده است . ببینید علی چقدر بزرگ است و ما چقدر
کوچک !
تا حدود پنجاه سال پیش که گرایش جامعه ما در مسائل دینی و مذهبی فقط
روی ارزش زهد و عبادت بود ، وقتی واعظی بالای منبر میرفت کدام قسمت از
نهجالبلاغه ر ا میخواند ؟ حدود ده تا بیست خطبه بود که معمول بود خوانده
شود . کدام خطبهها ؟ خطبههای زهدی و موعظهای نهجالبلاغه ، [ مانند این
خطبه که اینطور شروع میشود : ] « ایها الناس انما الدنیا دار مجاز ، و
الاخرش دار قرار ، فخذوا من ممرکم لمقرکم » [١] . باقی خطبههای
نهجالبلاغه مطرح نبود ، چون اصلا جامعه نمیتوانست آنها را جذب کند .
جامعه به سوی یک سلسله ارزشها گرایش پیدا کرده بود و [ فقط ] همان
قسمت نهجالبلاغه که در جهت آن گرایشها و ارزشها بود ، معمول بود . صد
سال میگذشت و شاید یک نفر پیدا نمیشد که " فرمان امیرالمؤمنین به
مالک اشتر " را که خزانهای از دستورهای اجتماعی و سیاسی است بخواند ،
چون اصلا روح جامعه این نشاط و این موج را نداشت . مثلا آنجا که علی ( ع )
میگوید : « فانی سمعت رسول الله ( ص ) یقول فی غیر موطن " لن تقدس
امة لا یؤخذ للضعیف فیها حقه من القوی »
[١] نهج البلاغه عبده ، خطبه . ٢٠١