انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٢
" « تجری من تحتها الانهار »" و در آن حورالعین و " « لحم طیر مما
یشتهون »" [١] وجود دارد ، وقتی به یاد گوشت مرغ و به یاد لؤلؤ و
زمرد و حورالعین آنجا میافتد شروع به عبادت میکند ، برای اینکه از آنها
چیزی نصیبش شود « فتلک عبادش التجار » این ، عبادت تاجر پیشگان است ،
عبادت و کار میکند برای اینکه مزد گزافی بگیرد .
ولی گروهی دیگر خدا را شکرا و " سپاسگزارانه " عبادت میکنند ، در
عبادت نه طمع به بهشت دارند و نه فکر ترس از جهنم را دارند ، فقط و
فقط خدا را میبینند .
یکی از روشهای انسانی انسان از آن جهت که انسان است ، " سپاسگزاری
" است . وجدان حکم میکند . که این خدا را باید سپاس گفت ، اگر چه
بهشت وجود نداشته باشد و جهنمی هم درکار نباشد ، من او را عبادت میکنم.
مگر پیغمبر نبود که آنقدر عبادت میکرد که پای مبارکش ورم کرده بود .
گفتند یا رسول الله ! شما که " « لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک و ما
تأخر »" [٢] هستی ، چرا این قدر عبادت میکنی ؟ فرمود مگر هر کسی خدا
را عبادت میکند ، از ترس جهنم و یا طمع به بهشت است « الا اکون عبدا
شکورا ؟ » [٣] آیا من نباید یک بنده سپاسگزار باشم ؟
پس عبادت طائفه اول ، عبادت بردگان بود و دومی عبادت
[١] سوره واقعه ، آیه . ٢١ [٢] سوره فتح ، آیه [٢] [٣] کافی ، باب شکر ، ص ٩٥ ، حدیث [٦]