انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٨
و یک انسان آزاد ، انسانی است که در مقابل هیچ چیزی تسلیم نباشد و در مقابل همه چیز عصیان بورزد . چون برای عصیان ارزش ذاتی قائل شدهاند ، نتیجهای که گرفته شده این است که لازمه این مکتب ، هرج و مرج است . مکتبی که در آن عصیان دارای ارزش ذاتی باشد ، مستلزم هرج و مرج است . خود سارتر خیلی کوشش میکند که این تهمت را از خودش و مکتبش دور کند ولی نمیتواند . مکتبی که برای عصیان ارزش ذاتی قائل است نمیشود در آن ، هرج و مرج نباشد . در مکتب اسلام " امکان عصیان " است که برای انسان ارزش است ، یعنی انسان میتواند عصیان کند و میتواند اطاعت کند ، میتواند بالا برود ، میتواند پایین بیاید . آیا کسی که عصیان نمیکند ، از انسان بالاتر است ؟ خیر ، او نمیتواند عصیان کند و نمیکند . توانائی اطاعت و عصیان معادل یکدیگرند و برای انسان ، کمال [ محسوب میشوند ] . موجودات دیگر چنین توانائی را ندارند و لهذا مکلف و آزاد و مختار نیستند . بله ، بعد از عصیان بازگشتنی به نام توبه برای انسان ، کمال است . با بازگشت از عصیان است که یک اسم از اسماء حق تعالی یعنی اسم " غفور " و " آمرزنده " تحقق پیدا میکند . اگر عصیانی و توبهای نبود ، غفرانی نبود و خدا غفور و آمرزنده نبود ، نه اینکه اگر عصیان نبود خدا غفور نبود . عصیان ، سقوط و توبه ، بازگشت است ، با این سقوط و بازگشت است که غفران حق تحقق پیدا میکند . در روایت است که خداوند متعال فرمود : اگر انسانهائی که من روی زمین خلق کردهام ، عصیان نمیکردند ، بار دیگر موجوداتی