انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤١
نزدیکتریم ، نه فقط آگاهی ما به شما از [ آگاهی شما به ] خودتان بیشتر
است ، بلکه ذات ما از شما به شما نزدیکتر است ، و این تعبیر قرآن
عجیب است . هر کسی میگوید خودم از هر چیزی به خودم نزدیکترم ولی قرآن
میگوید خدا به هر چیزی از خود آن چیز نزدیکتر است ، چون خدا نسبت به هر
چیزی از خودش " خودتر " است . البته سطح این مطلب بسیار بالاست [١].
علی ( ع ) میفرماید : " « داخل فی الاشیاء لا بالممازجة ، خارج عن
الاشیاء لا بالمباینة » " ، یکی از مطالبی که نهجالبلاغه بر آن تکیه میکند
این است که خدا از خود اشیاء بیرون نیست و از آنها جدا نیست ولی در
عین حال داخل در اشیاء هم نیست لیس فی الاشیاء بوالج و مامنها بخارج [٢] .
[ ثانیا ] قرآن که میگوید انسان به خدا باید تعلق خاطر داشته باشد چون
خدا را کمال و نهایت سیر انسان میداند و مسیر انسان را به سوی خدا
میداند . پس توجه انسان به خدا ، توجه او به نهایت کمال خودش است ،
مثل توجه آن دانه است به نهایت کمال خودش . رفتن انسان به سوی خدا ،
رفتن انسان به سوی " خود " است ، رفتن انسان از " خود " ناقصتر به
" خود " کامل است .
پس اشتباه کرده است آن کسی که خدا را هم با اشیاء دیگر مقایسه کرده و
خیال کرده است که وقتی انسان به خدا توجه کرد ، ارزشهای خود را فراموش
میکند و از حرکت میایستد .
[١] معارفی را اسلام در هزار سال پیش گفته است که بشر تا چند هزار سال دیگر هم برود به [ گرد ] راهش هم نمیرسد . [٢] نهجالبلاغه ، خطبه . ١٨٤