انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٧
به هر شکل که میخواهد باشد ، ضد آزادی انسان است ، خصوصا اگر این تعلق ، اعتقاد به خدا باشد چون بستگی به خدا فوق همه بستگیهاست . به قول شاعر : من بسته تو هستم محتاج بستنی نیست عهدی که با تو بستم هرگز شکستنی نیست اگر وابستگی به خدا باشد ، دیگر به هیچ شکل نمیتوان آن را نقض کرد . بنابراین ، این مکتب کمال انسان را در آزادی میداند . درباره این مکتب از دو جنبه میشود بحث کرد : یکی اینکه اعتقاد دارند که اعتقاد به خدا منافی با آزادی و اختیار است و این یک اشتباهی است که کرده اند . در کتاب " علل گرایش به مادیگری " و نیز در کتاب " انسان و سرنوشت " این مطلب را شرح دادهایم و گفتهایم که اینطور نیست . آنطور که اینها درباره اعتقاد به قضا و قدر فکر میکنند ، همانطوری است که پیرزنها فکر میکنند . اینها قضا و قدر را نشناختهاندکه چیست والا اعتقاد به قضا و قدر آنچنان که در معارف اسلامی هست ، به هیچوجه با آزادی و اختیار انسان منافی نیست و این جهت فعلا در مورد بحث ما نیست . بحث ما در قسمت دوم است . اشکال دوم این مکتب در این است که گفتهاند تعلق و وابستگی به هر چه باشد ، ضد آزادی انسان است ولو این وابستگی نسبت به خدا باشد . اینجا من مقدمهای برای شما عرض میکنم :