انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٢
آنچه به نام اصالت وجود مصطلح شده است ، در نظر میگرفتند . ولی این
مطلب که انسان نسبت به سایر موجودات این امتیاز را دارد که دارای
سرشت معین نیست و این خودش است که به خود سرشت میدهد که اینها اسمش
را اصالت وجود یا تقدم وجود بر ماهیت گذاشتهاند با مبانی بسیار محکمتر
در فلسفه ما و بالاخص در فلسفه صدرالمتألهین البته با تعبیرات دیگر بیان
شده است .
آنها [ یعنی اگزیستانسیالیستها ] با تعبیر دیگر و از راه دیگر این
مطلب را ثابت کردهاند و حرف درست ، و حقیقتی است که انسان از خود
یک سرشت ثابت ندارد و این خود انسان است که به خودش سرشت و طبیعت
میدهد .
مطلبی که در تعبیرات دینی ما راجع به مسخ امم گذشته یا درباره
اخلاقیات مردم در زمان حاضر و یا در مورد حشر مردم در قیامت آمده است
که انسانها در قیامت به یک صورت محشور نمیشوند ، بعضی از انسانها
انسان محشور میشوند و بسیاری از انسانهای دیگر به صورت حیوان محشور
میشوند بر همین اساس است ، با اینکه هر کسی انسان و با فطرت انسانی
متولد میشود و انسان بالقوه متولد میشود ، ولی در جریان زندگی ممکن است
ماهیتش متحول به یک حیوانی غیر از انسان شود و این یک حقیقتی است [١] .
[١] این مطلبی را که جدیدیها به صورت دیگری درک کردهاند ، در واقع مطلبی است که در معارف سابقه طولانی دارد . من فعلا نمیخواهم درباره این جهت زیاد بحث کرده باشم .