انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢١
نیست خدای ماست ، آن حقیقت کلی و آن کسی که همه ما را آفریده است ، آن کسی که عالم را خلق کرده و بازگشت عالم به سوی اوست . بیائید همه به سوی او بشتابیم " « تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم »تنها او را پرستش کنیم و شریکی هم برای او قرار ندهیم . بعد میفرماید : « و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله »" وقتی که به سوی " او " رفتیم و " او " شدیم ، آن وقت " ما " میشویم و تنها آن وقت است که میتوانیم " ما " باشیم . [ در این هنگام ] بعضی ، بعضی دیگر را رب خود ( یعنی خدای خود ) انتخاب نکند ، صحبت آقائی و نوکری هم از میان برود ، صحبت استثمارگر و استثمار شده از بین برود ، صحبت بالا و پائین از بین برود ولی به شرطی که از آنجا شروع کنیم : " « تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله »" این است که قرآن طرفدار " ما " بوده است و همیشه دم از " ما " میزند . در نماز ، بعد از آنکه خدا را حمد و ستایش میکنیم : " « الحمد لله رب العالمین »" خدا را مخاطب قرار میدهیم . من تنها دارم نماز میخوانم و نماز من فرادی است . میخواهم بگویم خدایا تو را پرستش میکنم و از تو کمک میخواهم ولی اینطور میگویم : " « ایاک نعبد و ایاک نستعین »" خدایا " ما " فقط تو را پرستش میکنیم و " ما " فقط از تو یاری میجوئیم . نمیگوئیم " من " فقط تو را پرستش میکنم . در آخر نماز هم میگوئیم : السلام علینا وعلی عبادالله الصالحین .