انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٨
آخر یک عده در ته ته قرار میگیرند . پستهای اداری هم همین طور است .
پس برای اینکه " من " تبدیل به " ما " شود کافی نیست که
مالکیتهای اختصاصی از بین برود و ما دیدیم که در جاهائی که مالکیتهای
اختصاصی از بین رفت ، " من " تبدیل به " ما " نشد ، جنگها و نزاعها
و تصفیهها در داخل آنها میشود و رقابتهای داخلی [ صورت میگیرد ] و حتی
دو اردو و دو غول بزرگ اینها [١] با یکدیگر در حال مبارزه هستند و
برای اینکه همان نقطه مقابلشان را که امپریالیسم است با خودشان رفیق
کنند ، با هم مسابقه گذاشتهاند ، اینها نشان میدهد که " من " ها تبدیل
به " ما " نشده است و اینها حرف است .
درست است ، ما قبول داریم که ناهمواریهای مالکیت اثر فراوانی در "
من سازی " دارد و اختلافات زیادی با " ما سازی " دارد و لهذا اسلام به
تعدیل ثروت و مالکیتها عنایت فوقالعاده دارد ولی مسئله این است که [
برطرف کردن این ناهمواریها ] کافی نیست برای اینکه " من " ها تبدیل
به " ما " شود . بعد میبینیم " ما " [ در بین آنها ] اسم است و لفظ
است و حرف ، پای احتیاج که به میان بیاید ، مطلب از این قبیل نیست .
مکتب حقیقی در اینجا این است که اولا مسئله اینکه " من " باید تبدیل
به " ما " شود یکی از شرایط انسان کامل است و ما این را قبول داریم ،
اما اینکه کسی خیال کند به صرف اینکه " من " انسان
[١] [ چین و شوروی ] .