انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٣
باز علی ( ع ) میفرماید : " « الدنیا دار ممر لا دار مقر ، و الناس
فیها رجلان رجل باع فیها نفسه فاوبقها و رجل ابتاع نفسه فاعتقها » " [١] مردم در بازار دنیا دو دسته هستند : یک دسته خود را میفروشند و پول
فروختن خودشان را میگیرند ، و دسته دوم مردمی هستند که در دنیا خود را
میخرند و آزاد میکنند .
یک وقت علی ( ع ) درهم و یا دیناری را که مال خودشان بود کف دست
گرفت ، قدری به آن نگاه کرد و فرمود : ای پول ! تو تا وقتی که در دست
من هستی ، مال من نیستی . درست عکس اینکه ما میگوئیم ، ما میگوئیم تا
وقتی پول مال من است که در جیب من است و وقتی خرج کردم از دست من
رفته است . علی ( ع ) عکس این را فرموده است : تو تا وقتی که در دست
من هستی ، مال من نیستی [ چرا ] که تا وقتی در دست من هستی ، باید مال
تو باشم و نوکر تو باشم و تو را نگهداری کنم . تو آن وقت مال من هستی که
تو را خرج کرده باشم والا تا وقتی که تو را نگه داشتهام تو مال من و در
خدمت من نیستی ، من مال تو و در خدمت تو هستم .
علی ( ع ) از جلوی یک قصابی میگذشت [٢] . قصاب چشمش به علی ( ع )
که افتاد عرض کرد : امروز گوشتهای خوبی آوردهایم ، اگر میخواهید بخرید .
حضرت فرمود : پول ندارم . قصاب گفت : من برای پولش صبر میکنم . فرمود
: من به شکم [ خود ] میگویم صبر
[١] نهجالبلاغه ، حکمت . ١٣٣ [٢] سعدی این داستان را در مورد یک عارف به شعر درآورده است ولی چنانکه در احادیث ماست ، این واقعه در مورد علی ( ع ) است .