انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١١
باشند ، یعنی انسان مالک باشد و اشیاء مملوک باشند " من ساز " است و
میان افراد مرز میسازد و حصار میکشد و وحدت و اتحاد را از بین میبرد و
یا برعکس ؟ مالکیت انسان بر اشیاء و تعلق اشیاء به انسان منشأ این [
منیت ] نیست ، عکس قضیه است ، تعلق انسان به اشیاء و مالکیت اشیاء
بر انسان به این معنا که انسان بنده اشیاء باشد و به تعبیر عرفانی خودمان
، تعلق قلبی به اشیاء داشته باشد ، انسان را " من " میکند . مالک پول
بودن ، انسان را " من " نمیکند و " ما " بودن را از او نمیگیرد ،
مملوک و بنده پول بودن ، انسان را " من " میکند و " ما " بودن را از
او میگیرد .
آن مکتب ( سوسیالیسم ) میگوید مالکیت را از بین ببر تا " من " ها
تبدیل به " ما " شوند . این مکتب [١] نمیگوید مالکیت را از بین ببر
، میگوید انسان بساز ، انسان را خوب تربیت کن ، به انسان ایدههای عالی
و والا بده که فرضا اگر مالک اشیاء هم باشد و اشیاء به او تعلق داشته
باشد ، او دیگر به اشیاء تعلق نداشته باشد و بنده شیء نباشد و آزاد باشد
. کدام انسان ، " ما " است ؟ آن انسانی که آزادی معنوی دارد نه انسانی
که هیچ چیز ندارد . این طور نیست که اگر یک انسان هیچ چیز نداشت " ما
" است ، نه ، به دلیل اینکه یک انسان وابسته به اشیاء نیست و تعلق
خاطر و قلبی به اشیاء ندارد و اشیاء او را اسیر خودشان نمیکنند و
نکردهاند ، " من " او هیچوقت " من " نیست و همیشه " ما " است .
آن وقت از دو طرف مثال میآورند ، میگویند : ما میبینیم همیشه انسانهائی
در دنیا بوده و هستند که مالک اشیاء
[١] [ ظاهرا مراد از " این مکتب " ، اسلام است ] .