انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٨
است ؟ نه . به عنوان یک " من " مال شماست ؟ نه . مال آن فرد دیگر است ؟ نه . زبان فارسی مال یک جمع است . وطن مال کیست ؟ مال یک فرد نیست ، مال جمع است . هر چه از این قبیل است ، یعنی هر چه که به جمع تعلق دارد نه به فرد ، افراد را یکی میکند . ما به آن دلیل با یکدیگر متحد هستیم که همزبانیم ، یعنی زبان به " ما " تعلق دارد نه به " من " ، و هموطن هستیم ، یعنی وطن به " ما " تعلق دارد نه به شخصو فرد . ما همچنین هم فرهنگ هستیم ، همدین و همدل هستیم . هر چه که به " ما " تعلق دارد و به " من " تعلق ندارد و جنبه اختصاصی ندارد و جنبه اشتراکی دارد ، افراد را به همان نسبت " ما " میکند . از طرف دیگر سراغ اشیائی میرویم که به فرد فرد جداگانه تعلق دارد و جنبه اختصاصی دارد : خانه من ، پول من ، لباس من ، فرش من ، اتومبیل من . خانه من دیگر مال شما نیست ، مال من است ، پول من پول شما نیست ، پول ما نیست ، پول من است . اینگونه تعلقات که اشیاء به انسان تعلق پیدا میکنند ، تعلقات اختصاصی است نه اشتراکی . میگویند تعلقات که اختصاصی میشود ، " من ساز " است . " من " را چه میسازد ؟ مالکیت فردی ، اختصاص مالکیت . " ما " را چه میسازد ؟ مالکیت جمعی ، اشتراک . پس ملاک کامل بودن انسانها ، " ما " بودن و " ما " شدن آنهاست و ملاک " ما " شدن انسانها این است که اختصاصها از بین برود و اشتراک و سوسیالیزم جایگزین اختصاص شود . اینها مدعی هستند در اوایلی که جامعه بشریت به وجود آمده است ، جامعه بشری یک جامعه اشتراکی بوده است و مالکیت نبوده