انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٢
الغاء شود ، آن جانیهای بالقوه اصلاح نشده که به دلیل اینکه عوامل تربیتی وجود ندارد و یا فرضا وجود دارد و کافی نیست ، اصلاح نشدهاند و یک عده جانی بالفطرهای که به هر شکلی روح جنایت در آنها هست [ دست به جنایت میزنند ] . ما امروز به بهانه اینکه جانی را باید اصلاح کرد به این معنا که جانی را بگذار جنایت کند و بعد که جنایت کرد برویم او را اصلاح کنیم ، داریم به همه جانیهای بالقوه چراغ سبز میدهیم و بلکه این کار ما تشویق جانی به جنایت است . جانی [ پیش خود ] میگوید جامعه تا حال به فکر اصلاح من نبود و من بچه که بودم پدرم مرا تربیت و اصلاح نکرد ، بعد هم که بزرگ شدم کسی مرا اصلاح نکرد ، برویم جنایت کنیم تا ما را زندان ببرند ، بلکه در زندان ما را تربیت و اصلاح کنند و در آنجا آدم بشویم ، پس یک جنایتی بکنیم تا مقدمه اصلاح کردنمان باشد ! دیگری میگوید : یعنی چه که دست دزد را باید برید ؟ ! این عمل ، غیرانسانی است و دل انسان به رحم میآید . آدمهائی که شعاع دیدشان کوتاه است ، این حرف را میزنند . شما به صفحات حوادث روزنامهها نگاه کنید و این صفحات را بخوانید و ببینید در اثر دزدی تنها ، نه فقط چقدر اموال ربوده میشود بلکه چقدر جنایتها و آدمکشیها واقع میشود . اگر مجازات دزد در جای خودش صورت گیرد و دزد مطمئن باشد و یقین داشته باشد که اگر دزدی کند و به چنگال پلیس و قانون بیفتد ، این چهار انگشتش را قطع میکنند و تا آخر عمر داغ این جنایت روی بدنش هست [ هرگز دزدی نمیکند ] . به خدا اگر چند دزد و بلکه یک دزد اینگونه مجازات شود ، اصلا در دزدی بسته میشود .