انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٩
حق چیزی است که ذیحق باید بگیرد ؟ بعضی مکتبها براین اساس است که حق دادنی است ، یعنی آن حقی را که ظالم گرفته است ، باید پس بدهد . اگر نداددیگر نداده است ، [ چون ] حق دادنی است نه گرفتنی . مسیحیت براین اساس درست شده که : به ظالم میگوئیم حق را به تو بدهد ، تو کاری با او نداشته باش . ای کسی که حقت پایمال شده است ! توصیه میکنیم ، خواهش میکنیم تا حق را به تو بدهند ، مبادا یک وقت خودت برای گرفتن حق قیام کنی که این برخلاف شأن انسانیت و اخلاق است . از نظر اینها حق دادنی است . یک عده میگویند حق فقط گرفتنی است . مگر ممکن است انسانی که حقی را خورده است بیاید و به یک شکلی آن حق را بدهد ؟ یعنی اینها منکر عاطفه و انسانیت و وجدان انسانی هستند . از نظر اسلام ، حق هم گرفتنی است و هم دادنی ، یعنی از دو جبهه باید برای استیفای حق مبارزه کرد که مکتب اسلام بر همین اساس است . اسلام آن کسی را که حق را ربوده است با تعلیم و تربیت خودش ، آماده پس دادن میکند و کرده است ولی به این قناعت نمیکند ، در عین حال به آن کسی که حقش ربوده شده است میگوید حق گرفتنی است ، تو هم باید برای حق خودت قیام کنی و حق خودت را بگیری . جملهای است که علی ( ع ) در نامه معروف خودشان به مالک اشتر ، از پیغمبر ( ص ) نقل میکند ، میفرماید : " « فانی سمعت رسول الله ( ص ) یقول فی غیر موطن : لن تقدس امة حتی یؤخذ للضعیف حقه من »