انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٩
که حتی تا اندازهای آلکسیس کارل در آخر کتاب " انسان ، موجود ناشناخته
" همین اصل را پیروی میکند که خلاصه ، نژادها را باید اصلاح کرد و معتقد
است که اساسا نباید به انسانهای ضعیف حق تولید نسل داد .
" اصول اخلاقی که مردم تاکنون پیروی کردهاند در صلاح عامه و طبقه اکثر
یعنی زبردستان ترتیب داده شده است نه در صلاح زبردستان و طبقه شریف [١] . این است که باید آن اصول را بهم زد و اصولی باید اختیار کرد که در
صلاح حال شریفان باشد . توضیح این معنی چنین است که به عقیده نیچه نیکی و
راستی و زیبائی که اموری است که همه پیشنهاد خاطر دارند امور حقیقی و
مطلق نیستند . آنچه حقیقت است این است که همه کس خواهان توانائی است
" .
بعد مخصوصا به ادیان حمله کرده ، میگوید : ادیان به بشریت خیانت
کردند زیرا بشر را دعوت به عدالت و حمایت زیردستان و ضعفا کردند . اول
که ادیان نبودند و همان قانون جنگل حکمفرما بود [ دوران ] خوبی بود . هر
که قویتر بود ضعیفتر را میخورد و ضعیف از بین میرفت .
" در آغاز امر ، دنیا بر وفق خواهش مردمان نیرومند میگذشت و
ناتوانان ، زبردست و بنده ایشان بودند ولیکن نیرومندان اندکند و
ناتوانان بسیار ، پس این بسیاری را وسیله پیشرفت خود ساختند و به حیله
و تدبیر ، [٢] اصول رأفت و شفقت و فروتنی و غیرخواهی و
[١] به عقیده او طبقه شریف ، زبردستان هستند . [٢] یعنی با حقه بازی .