انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٢
ولی در تحصیلات جدید که ادامه همان روش بیکن است ، اصلا مسئله تعلیم و تعلم آن قداست خود را به کلی از دست داده است . یک دانشجو وقتی تحصیل میکند ، تحصیل برای او یک عمل مقدماتی برای زندگی است . [ طبق این روش ] دیگر فرقی نیست بین اینکه یک انسان در مدرسه و دانشگاه درس بخواند برای اینکه فردا دکتر و مهندس شود و یک زندگی خوب فراهم کند و یا اینکه در بازار ، شاگرد یک تاجر و یا یک عطار و بقال بشود . او دنبال پول میدود و آن دیگری هم دنبال پول میدود . درباره معلم خودش هم فکر میکند که این فرد ، در ماه چند هزار تومان حقوق میگیرد و در ازای حقوقش باید این حرفها را در اینجا بزند . عملا هم ما میبینیم که شاگرد پشت سر استاد ، ده تا فحش هم ممکن است بدهد و هیچ در وجدان خود احساس شرم نمیکند و برای او مسئلهای نیست . بیکن گفت : علم برای قدرت و در خدمت قدرت ، دانائی برای توانائی نه برای چیز دیگر . این نظریه در ابتدا اثر بد خودش را ظاهر نکرد ولی تدریجا که بشر از علم ، فقط توانائی و قدرت میخواست ، به جائی رسید که همه چیز در خدمت قدرت و توانائی قرار گرفت . الان چرخ دنیا براین اساس میگردد که علم به طور کلی در خدمت قدرتهاست . هیچوقت در دنیا علم به اندازه امروز اسیر و در خدمت زورمندان و قدرتمندان نبوده است و علمای تراز اول عالم ، اسیرترین و زندانیترین مردم دنیا هستند . عالمترین فرد ، مثلا آقای اینشتین است ولی علم اینشتین در خدمت کیست ؟ در خدمت روزولت . اینشتین نوکر آقای روزولت است و نمیتواند نباشد . چه در