انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥١
توانائی بدهد . این بود که علم ، جنبه آسمانی خودش را به جنبه زمینی و مادی داد ، یعنی مسیر علم و تحقیق عوض شد و علم در مسیر کشف اسرار و رموز طبیعت افتاد برای اینکه انسان بیشتر بر طبیعت مسلط شود و بهتر بتواند زندگی کند و به عبارت دیگر ، رفاهش را بهتر و بیشتر فراهم کند . البته این نظریه ، از یک نظر خدمت بسیار بزرگی به بشریت کرد ، چرا که علم در مسیر کشف طبیعت ، برای تسلط انسان بر طبیعت و بهرهمند شدن او از طبیعت افتاد و از این نظر بسیار خوب بود . اما در کنار این ، علم دیگر آن قداست و والائی و مقام قدس و طهارت خود را از دست داد . الان هم اگر توجه کنید برای دانشجویان و طلاب علوم دینیهای که در حوزهها و با معیارهای قدیم تحصیل میکنند ، علم همان ارزش را دارد ، همان ارزشی که مثلا کتاب " آداب المتعلمین " و یا کتاب " منیةالمرید " شهید [ ثانی ] بیان کرده است و آن کتابها پر از روایت و حدیث [ در فضیلت علم ] است . این است که برای آنها علم ، یک قداست و طهارتی دارد . مثلا وقتی میخواهیم در یک حوزه علم ، درس بخوانیم [ بهتر است ] وضو بگیریم و با طهارت برای تحصیل برویم . برای یک طلبه ، استاد و معلم یک احترام و جلالت و قداست خاصی دارد . یک طلبه واقعا در عمق روحش نسبت به استادش خضوع دارد . اگر بخواهد علم را برای مال تحصیل کند ، در خودش احساس شرم میکند که من علم را تحصیل کنم برای اینکه در عاقبت پولی گیر من بیاید ! یا یک معلم اگر بخواهد تعلیم دهد و تعلیمش را در ازای پول و مزد و اجر قرار دهد ، این را تنزل مقام علم میداند .