انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٨
یعنی نه تنها از قدرت تبلیغ نمیکند ، بلکه از ضعف تبلیغ میکند . اینکه در مسیحیت گفته میشود اگر کسی به طرف راست صورت تو سیلی زد ، طرف چپ صورت خود را بیاور و حتی از خودت دفاع نکن ، نوعی تبلیغ ضعف است . بعد که اسلام در دنیا ظهور کرد گواینکه یک منطق خاصی در مورد قوت و قدرت دارد که توضیح خواهیم داد مسلم است که مطلب را به این صورت طرح نکرد که زور مساوی با حق و عدالت است ، و حق و عدالت مساوی با زور ، خود فرنگیها [ به " حق " ] " حق زور " میگویند یعنی حقی که مساوی با زور است . بار دیگر در مغرب زمین این فکر زنده شد که بله ، حق مساوی است با زور ، و این فکر برای اولین بار در فلسفه سیاسی یعنی در حد سیاست و نه بیش از آن ظهور کرد . ماکیاول دانشمند و فیلسوف معروف ایتالیائی اساس فلسفه سیاسیاش را بر سیادت گذاشت . او میگوید در سیاست تنها چیزی که باید ملحوظ شود ، سیادت است و هیچ اصل دیگری در سیاست ، معتبر نیست ، برای رسیدن به هدفهای سیاسی که همان سیادت است هر چیزی جایز است : دروغ ، فریب ، مکر ، قسمهای دروغ ، خیانت کردن ، پا روی حق گذاشتن . میگوید در سیاست ، [ مذموم شمردن ] این مسائل به هیچ نحو نباید مطرح باشد . بعد از او فیلسوفان دیگری پیدا شدند که نه تنها در سیاست مطلقا این مسأله را طرح کردند و به عنوان یک اخلاق عمومی ، چراغ سبزی به سیاسیون دادند که شما در سیاست این راه را در پیش بگیرید ، بلکه اساسا معتقد شدند که اخلاق عالی و اخلاق انسانی