انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٧
فکر میکنیم و میگوئیم که قطع نظر از اینکه این نیرو پیروز شود یا آن نیرو ، یکی از اینها حق و عدالت است و دیگری باطل و ظلم و جور . ممکن است در یک جا حق ، باطل را شکست دهد و بر باطل پیروز شود و یک جا هم ممکن است عکس قضیه اتفاق بیفتد ، یعنی باطل بر حق پیروز شود . البته طبق منطق قرآن ، پیروزی نهائی همیشه با حق است . و پیروزی باطل ، پیروزی موقت است و این یک مطلبی از دیدگاه قرآن است که بسیار قابل توجه است . ولی از نظر قرآن هم ، مطلب از این قبیل نیست که اگر دو نیرو در برابر یکدیگر قرار گیرند ، آن نیروئی که نیروی مقابل را شکست دهد حق است و آن که شکست بخورد باطل است . اما طرفداران این مکتب میگویند هر که طرف مقابل را شکست دهد ، همان عدالت است ، کاری که توانا و مقتدر میکند ، به دلیل اینکه تواناست عین عدالت است .
تاریخچه مکتب قدرت
این مکتب سابقه زیادی در دنیا دارد و سابقه آن به دوره قبل از سقراط میرسد . سقراط در حدود چهارصد سال قبل از میلاد مسیح بوده است و از زمان او حدود ٢٤٠٠ الی ٢٥٠٠ سال میگذرد . قبل از دوره سقراط گروهی بودهاند که در مسائل فلسفی آنها را سوفسطائیان مینامند و اینها در مسائل اجتماعی ، چنین نظری داشته اند و این فکر در همان دنیای یونان ، با ظهور فیلسوفانی از قبیل سقراط و افلاطون و ارسطو منسوخ شد و بعد با آمدن مسیحیت هیچ جائی برای این نوع افکار نبود ، چون مسیحیت درست در نقطه مقابل این طرز فکر است ،