انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٠
به من اجازه نمیدهد ، خدای من به من اجازه نمیدهد ، پیغمبر من به من اجازه نمیدهد ، تربیت من به من اجازه نمیدهد ، من در دامن علی ( ع ) و در دامن زهرا ( س ) بزرگ شدهام ، از پستان زهرا شیر خوردهام ، آن پستانی که به من شیر داده به من اجازه نمیدهد ، یعنی گوئی مادرم اینجا حاضر است و به من میگوید : حسین ! تو از پستان من شیر خوردهای ، آنکه از پستان من شیر خورده ، تن به ذلت نمیدهد . امام حسین نفرمود ما میرویم تن به ذلت ابن زیاد میدهیم ، بگذار هر کاری میخواهد بکند ، مگر غیر از این است که به ما اهانت و توهین میکند و فحش میدهد ؟ هرچه او بیشتر از این کارها کند ، بیشتر جهاد با نفس کردهایم ! ابدا چنین چیزی نیست " « لا و الله لا اعطیکم بیدی اعطاء الذلیل ، و لا افر فرار العبید » " [١] من هرگز دست ذلت به شما نمیدهم و مانند بندگان فرار نمیکنم . یا به نقل
« و لا اقر اقرار العبید » مانند بندگان اقرار و اعتراف نمیکنم و تن به ذلت نمیدهم . از این نوع تعبیرات در قرآن و حدیث و در کلمات ائمه اطهار ( ع ) مخصوصا در کلمات امام حسین ( ع ) خیلی زیاد است .
توصیهای به جوانان
من مطلبی را در مسجد جاوید گفتم که برای توضیح باز در اینجا تکرار میکنم . در یکی از آن جلسات درباره این جملهای[١] ارشاد مفید ، ص . ٢٣٥