انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠
باشند . دزد نبود ولی تظاهر به دزدی میکرد . بسا بود مال مردم را به جائی
میبرد که او را بگیرند و کتک بزنند ، و اگر نمیفهمیدند ، دوباره آن مال
را سرجایش میگذاشت . شیشه مشروب را با خودش حمل میکرد ، در حالی که
شرابخوار نبود .
آیا این کارها با منطق اسلام وفق میدهد ؟ نه . اسلام میگوید عرض مؤمن در
اختیار خودش نیست . مؤمن حق ندارد کاری کند که شرف و احترام و عرض
خود را در میان مردم بریزد . اسلام میگوید : ریاکاری نکن ، تظاهر به خوبی
نکن ولی تظاهر دروغین هم به بدی نکن . هم آن ، دروغ عملی است و هم این
دروغ عملی است . نه آن دروغ را بگو و نه این دروغ را .
یکی از علل اینکه در ادبیات عرفانی ، معانی بلند مقدس معنوی را در
لباس الفاظ فسق و فجوری بیان کردهاند و از زبان شاهد و معشوق و میو نی
سخن گفتهاند ، این است که میخواستهاند به چیزی که خودشان اهل آن
نبودهاند تظاهر کنند . حتی در حافظ هم این مطلب زیاد دیده میشود ،
گواینکه خودش میگوید که من ملامتی نیستم و ریاکار هم نیستم :
| دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات |
| مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش |
[١] منظور او از " به فسق مباهات کردن " همانهائی هستند که این کارها را میکنند ، ولی شاید از بعضی از کلمات خود حافظ هم بشود این مطلب را فهمید . [ استاد در حواشی خود بر دیوان حافظ چند بیت از ابیاتی که دلیل بر ملامتی بودن حافظ گرفته شده >