انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٦
حرص درمیآید و آنجا که آن میلها به صورت سگهای خفتهای در درون انسان مخفی میشوند و آنجا که نفس انسان ، حالت آن افعی را پیدا میکند ، باید از بین برد و " جهاد با نفس " کرد ، یعنی باید با " نفس اماره بالسوء " که این تعبیر هم مال قرآن است این نفسی که به شدت فرمان به بدی میدهد ، مبارزه کرد . آن حد اول که میخواهد یک لقمه نان بخورد ، فرمان به بدی نیست . آن غریزه ، طبیعی است و خوبهم هست ولی وقتی به صورت آز و حرص و بخل و حسد و کینه و عقده و خشم و غضبو امثال اینها درمیآید ، آن وقت است که این نفس ، " اماره بالسوء " میشود . قرآن هم میگوید با نفس اماره بالسوء باید مبارزه کرد : " « فاما من طغی ٠ و اثر الحیوش الدنیا ٠ فان الجحیم هی الماوی ٠ و اما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی ٠ فان الجنة هی الماوی »" قرآن تصریح میکند که باید جلوی نفس را گرفت و باید آن را از اینکه دنبال هوای خودش برود نهی کرد . در جای دیگر میفرماید : " « / فرایت من اتخذ الهه هواه » " [١] آیا دیدی آن کسی را که معبودش همان هوای نفسش است ؟ در جای دیگر از زبان یوسف صدیق نقل میکند : " « و ما ابری نفسی ان النفس لامارش بالسوء »" [٢] من هرگز نفس خودم را تبرئه نمیکنم . ببینید یوسف چه میگوید ، یوسفی که از خودش مطمئن است ، در عین حال میگوید : " « ان النفس لامارش بالسوء »" میخواهد بگوید دستگاه نفس انسان آنقدر پیچیده و پیچیده است که گاهی ممکن است در آن لایه دهمش چیزی باشد که
[١] سوره جاثیه ، آیه . ٢٣ [٢] سوره یوسف ، آیه . ٥٣