انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٤
اتفاقا یک مار بسیار خطرناک در بالای درخت ظاهر شده ، پهلوی آن بچه برود . اینجا یک صیاد بسیار ماهری لازم است که سر آن مار را نشانهگیری کند و آن مار را بزند ولی به آن بچه هم نخورد . اگر صیاد یک ذره اشتباه کند ، تیر هدر رفته است . اگر کمی این طرف یا آن طرف بزند ، تیر هدر رفته ، نه به مار خورده نه به بچه ، و یا اینکه به بچه خورده و به جای اینکه مار را بکشد ، بچه را کشته است . صیاد باید آنقدر دقیق باشد که نشانه گیریاش طوری باشد که مار را بزند ، بدون اینکه به بچه آسیبی برسد ، و نظیر این مسئله زمانی است که دوست و دشمنی با یکدیگر گلاویز میشوند و هر یک میخواهد دیگری را بکشد . شما باید تیر یا شمشیرتان را آنچنان بزنید که دشمن را بکشید و به دوستتان اصابت نکند . این دو " خود " در آدمی آنچنان به یکدیگر پیوسته هستند که یک شکارچی فوقالعا ده ماهری میخواهد که یک " خود " را که دنائت و پستی است ، درهم بشکند و یک " خود " دیگر را که تمام ارزشهای انسانی به آن " خود " وابسته است ، از آسیب مصون بدارد ! معجزه اسلام این است که این دو خود را آنچنان دقیق تشخیص داده است که هیچ اشتباه نمیشود ! در عرفان گاهی میبینیم این تشخیص هست . ولی گاهی وقتها میبینیم به جای اینکه " خود دشمن " را نشانهگیری کرده و زده باشند ، " خود دوست " را زدهاند ، یعنی به جای اینکه نفس قربانی شده باشد ، همان چیزی که آن را خودشان " دل " و یا " انسان " مینامند قربانی شده است . این مسئله ، نکته بسیار دقیقی است که انشاءالله در جلسه بعد در اطراف آن توضیح میدهم . و لا حول و لا قوش الا بالله العلی العظیم