انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١
قونوی دارد که بعد از محیالدین، بزرگترین عارف شمرده میشود. اینکه عرفان
اسلامی به صورت علمی ، آنهم علم بسیار بسیار غامض درآمده است . محصول
کار محیالدین و شروح صدرالدین قونوی است . صدرالدین قونوی که اهل قونیه
در ترکیه است ، پسر زن محیالدین بود، یعنی محیالدین هم استادش بود و هم
شوهر مادرش . مولوی معاصر صدرالدین قونوی است . صدرالدین در مسجدی امام
جماعت بود و مولوی میرفت و به او اقتدا میکرد . افکار محیالدین بهوسیله
صدرالدین قونوی به مولوی انتقال پیدا کرده است [١] .
یکی از مسائلی که این مرد طرح کرد ، مسئله انسان کامل بود ، ولی البته
او از دیدگاه عرفان آن را طرح کرده است [٢] . مخصوصا یکی از سؤالاتی که
از محمود شبستری معروف ، صاحب منظومه بسیار بسیار عالی و نفیس ادبی و
کمنظیر " گلشن راز " شده است در مورد انسان کامل است که او هم با دید
عرفانی جواب داده است . پس اولین کسی که با لفظ " انسان کامل " این
مسئله را طرح کرد و با دید خاص عرفانی ، این مطلب را بیان کرد ، اوست
. دیگران هم انسان کامل را هر کسی از دید خود به شکلی بیان کردهاند . ما
میخواهیم ببینیم که انسان کامل از دید قرآن چگونه انسانی است . بحث را
از انسان تمام و انسان ناقص شروع میکنیم تا بتوانیم به
[١] این حرفهای دیگری که در این زمینهها میشنوید ، اساسی ندارد . عرفان اسلامی ریشههای دیگری غیر از مهملاتی که یک عده امروز در روزنامهها و مجلات میبافند ، دارد . [٢] اگر مقتضی بود ، در این زمینه مفصلتر بحث میکنم .