انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨
میگوید من همینم که هستم ، من محل تغیر هستم و ثباتی در من نیست . دنیا
میگوید م ن را همانطور که هستم ، درک کن ، چرا میخواهی مرا آنطور که
نیستم ، باور کنی ؟ من یک جوری هستم و دارم خودم را هم به تو نشان میدهم
ولی تو میخواهی مرا آنطور که نیستم و خودت خیال میکنی ، باور کنی ، پس
دنیا کسی را فریب نمیدهد ، انسان فریب میخورد . « انت المتجرم علیها
ام هی المتجرمة علیک » ؟ بیا حساب کنیم ، آیا تو بر دنیا جنایت کردی
یا دنیا بر تو جنایت کرد ؟ تو به این عالم خیانت میکنی یا عالم به تو
خیانت میکند ؟ « متی غرتک ؟ » دنیا کی تو را فریب داد ؟ « ام متی
استهوتک ؟ » کی دنیا هوای نفس تو را طلب کرد ؟ این تو هستی که با هوای
نفس خود دنبال دنیا هستی . « أبمصارع ابائک من البلی ؟ أم بمضاجع
امهاتک تحت الثری » ؟ بعد فرمود : « الدنیا مسجد احباء الله » دنیا
مسجد دوستان خداست . آیا اگر مسجد نباشد ، عابد میتواند عبادت کند ؟
« متجر اولیاء الله » [١] دنیا بازار تجارت اولیاء خداست . اگر بازار
نباشد ، آیا بازرگان میتواند بازرگانی کند و سود ببرد ؟
آن فکر که دنیا را برای انسان [ به منزله ] زندان و چاه و قفس میداند
و میگوید وظیفه انسان بیرون رفتن از این زندان و خارج شدن از این چاه و
شکستن این قفس است ، مبتنی بر یک اصل دیگری در باب " معرفةالنفس "
و " معرفةالروح ) ] است که اسلام آن را قبول ندارد .
[١] نهجالبلاغه ، حکمت . ١٣١