انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٧
سه شبانه روز با یکدیگر خلوت کردند و حرفهایشان را با یکدیگر میزدند و
جز برای نماز جماعت بیرون نمیآمدند . بعد که از هم جدا شدند ، از بوعلی
پرسیدند : بوسعید را چگونه دیدی ؟ گفت : آنچه ما میدانیم او میبیند . از
بوسعید پرسیدند : بوعلی را چگونه دیدی ؟ گفت : هرجا که ما رفتیم ، این
کور با عصای خودش دنبال ما آمد .
عرفا بیش از اندازه عقل را تحقیر کردهاند . حرف من این است : ما اگر
منطق قرآن را در یک طرف و منطق عرفان را درباب عقل در طرف دیگر
بگذاریم ، اینها با یکدیگر خوب نمیخوانند . قرآن خیلی بیشتر از عرفان
برای عقل ، احترام و ارزش قائل است و روی عقل و تفکر و حتی استدلالهای
خالص عقلی تکیه کرده است .
تمام عرفا اعم از شیعه و سنی سلسله خود را منتهی به علی ( ع ) میکنند .
[١] حتی در میان متعصبترین سنیها ، آخر سلسله عرفان منتهی به علی ( ع
) میشود . میگویند در این شصت هفتاد سلسلهای که دارند ، فقط یک سلسله
هستند که خود را منتهی به ابوبکر میکنند ، بقیه ، همه خود را به علی ( ع
) منتهی میکنند . علی ( ع ) که عرفا او را قطبالعارفین میدانند در
نهجالبلاغه آن مخ عرفان که به قول ابن ابیالحدید گاهی آنچه را که [ عرفا ]
در همه کتابها گفتهاند ، در چهار سطر بیان کرده است یکجا آنچنان
فیلسوف میشود و استدلالات عقلی فیلسوفانه میکند که هیچ فیلسوفی به گردش
هم نمیرسد ، یعنی علی ( ع ) هرگز عقل را تحقیر نمیکند .
[١] حال من به راست یا دروغ بودن این حرف کاری ندارم .