انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٤
چیزهایی است که اسمش را " ارزشهای انسانی " میگذارد . [١] وقتی
میگوید : " ارزشهای انسانی " ، یعنی امور انسانی غیر مادی .
ما میخواهیم ارزشهای اصیل انسانی را بر مبنای اسلام بشناسیم ، یعنی
میخواهیم بفهمیم اسلام ارزشهای اصیل انسانی را چه چیز میداند . ما تا
مکتبهای مختلف را طرح و سپس نقد نکنیم ، نمیتوانیم نظر اسلام را بشناسیم
. منظور از نقد ، نقد به معنی واقعی است که به معنی ایراد گرفتن نیست .
نقد به معنی واقعی [ مانند ] عمل " صراف " است ، یعنی آن کاری که
صراف با یک سکه انجام میدهد . او سکه را به محک میگذارد و عیارش را
به دست میآورد ، میخواهد بفهمد چند درصد یک سکه ، طلای خالص یا نقره
خالص است و چقدر مخلوط دارد . بنابراین ، نه این است که نقد کردن ،
همهاش رد کردن باشد . نقد کردن یعنی اینکه ببینیم که با معیارها و
محکهای اسلامی ، آن سکهها چه از آب درمیآید . سکهای را فلاسفه عرضه
داشتهاند ، سکهای را عرفا عرضه داشتهاند و سکههایی را مکتبهای دیگر . ما
اینها را یک یک طرح میکنیم و تا سکههای دیگران را دقیقا بررسی نکنیم ،
نمیتوانیم سکه اسلامی را بشناسیم که آن سکهای که اسلام طرح و پیشنهاد
میکند ، چگونه سکهای است والا اگر اینها را طرح نکنیم و من از پیش خود
بگویم که ارزشهای اصیل انسانی عبارت از فلان چیزهاست مطمئن هستم ، یک
نفر هم نیست که بگوید خیر ، یک چیز دیگر هم در اینجا هست و یا بگوید
چرا این [ امر ، یک ارزش ] است و دیگری یک ارزش
[١] این ، اسمی است که بر آن میگذارد ولی نمیتواند آن را بشناسد .