انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٤
بعدی ، کلامش یک بعدی است و یک روح چند بعدی ، کلامش هم چند بعدی است
. علی ( ع ) [ چون ] یک شخصیت جامع الاضداد است . کلامش هم جامع الاضداد
است . در کلامش عرفان هست در اوج عرفان ، فلسفه هست در اوج فلسفه ،
آزادیخواهی هست در اوج آزادیخواهی ، حماسه هست در اوج حماسه ، اخلاق
هست در اوج اخلاق . نهجالبلاغه م ثل خود علی ، جامع است . در یکی از
جملاتش میفرماید : « قد احیی عقله ، و امات نفسه » یک سالک را بیان
میکند که عقل خود را زنده کرده است و نفس خود را میرانده است « حتی دق
جلیله ، و لطف غلیظه » تا آنجا که این مراقبت و ریاضت شرعی ، نازکش
کرده است و این گوشتها را تا اندازهای از تنش [ آب کرده است ] ،
غلظت روحش را تبدیل به لطف کرده و روحش رقیق شده است . « و برق له
لامع کثیرالبرق » در آن حالت یک مرتبه یک برقی از درون ، در او میجهد
« فابان له الطریق » راه را برایش روشن میکند « و سلک به السبیل ، و
تدافعته الابواب الی باب السلامة » [١] از این در به آن در ، و از این
منزل به آن منزل میرود تا به آخرین منزل که منزل سعادت است و نهایت
راه اوست ، میرسد .
بنابراین ، برای انسان کامل تا این حدود که انسان کامل ، انسان سالک
است و انسان کامل باید انسانی باشد که تهذیب و تزکیه نفس کرده باشد ،
اسلام میگوید بله ، همینطور است .
مسأله بالاتر اینکه آیا انسان کامل اسلام ، انسان سالک است ؟ انسانی
است که مرحله به مرحله پیش رفته و قدم به قدم جلو
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ٢١٨