انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨
در زبان عربی دو کلمه نزدیک به یکدیگر نه عین یکدیگر داریم و ضد این
دو کلمه یک کلمه است ، یعنی آن کلمه گاهی در ضد این به کار میرود و
گاهی در ضد آن . در فارسی حتی خود آن دو کلمه را هم نداریم ، یعنی به جای
آن دو کلمه ، فقط یک کلمه داریم ، آن دو کلمه عربی یکی ( کمال ) است و
دیگری ( تمام ) . گاهی در عربی " کامل " گفته میشود و گاهی ( تام ) و
در مقابل هر دو ( ناقص ) گفته میشود ، [ چنانکه در فارسی اینچنین
میگوئیم : ] این کامل است و آن ناقص ، این تام است ، تمام است و آن
دیگری ناقص .
در یک آیه از قرآن هر دو کلمه آمده است : " « الیوم اکملت لکم
دینکم و اتممت علیکم نعمتی »" [٢] [ امروز ] دین شما را برایتان
کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم . نفرمود : اتممت [ علیکم ]
دینکم " ، و همچنین نفرمود : ( اکملت لکم نعمتی ) ، میگویند اگر چنین
گفته بود از نظر دستور زبان عربی درست نبود . حال فرق این دو کلمه چیست
؟ ما اگر فرق این دو را نگوئیم ، نمیتوانیم بحثمان را شروع کنیم ، یعنی
شروع بحث ما ، از دانستن معنی این دو کلمه است .
" تمام " برای یک شیء در جائی گفته میشود که همه آنچه برای اصل وجود
آن لازم است ، به وجود آمده باشد ، یعنی اگر بعضی از آن چیزها به وجود
نیامده باشد ، این شیء در ماهیت خودش ناقص است ، [ به طوری که ]
میتوان گفت که وجودش کسر برمیدارد :
[٢] سوره مائده ، آیه [٣]