انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦
کند ، پایان این راه این است که پرده میان او و خدا به کلی برداشته میشود و به تعبیر خودشان به خدا میرسد . در قرآن مسئله " لقاءالله " مطرح است و عرفا درباب لقاءالله خیلی سخن گفتهاند که داستان مفصلی دارد و من عجالتا نمیخواهم در موضوع لقاءالله وارد شوم که آیا این حرف میتواند معنی داشته باشد یا نه . ولی به هر حال ، عارف نمیگوید که من به جائی برسم که جهانی از اندیشه شوم ، آئینهای شوم که جهان در من منعکس شود ، میگوید میروم تا به مرکز جهان برسم : " « یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه »" [١] به آنجا که رفتی و رسیدی ، همه چیز هستی و همه چیز داری ، العبودیة جوهرش کنهها الربوبیه همه چیز داری ولی هیچ چیز را نمیخواهی ، معما این است . به مقامی میرسی که همه چیز به تو میدهند و تو به هیچ چیز اعتنا نداری جز به خود او . ابوسعید ابیالخیر چه شیرین میگوید : آن کس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند
| دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی |
| دیوانه تو هر دو جهان را چه کند |
[١] سوره انشقاق ، آیه [٦]