انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٧
آمدهایم و به کجا میرویم ، و معرفت اینکه بالاخره خواه ناخواه به سوی حق بازگشت میکنیم و همه چیز به سوی حق بازگشت میکند ( یعنی معاد ) ، اصالت دارد . ایمان به حقایق ، اصالت دارد و ضمن اینکه اصالت دارد ، زیربنای فکری و اعتقادی ایدئولوژی اسلامی هم هست ، و یک ایمان صد درصد اصیل میتواند زیربنای فکری و اعتقادی بسیار خوبی برای یک ایدئولوژی باشد . پس هیچ وقت عمل را فدای ایمان نکنید و ایمان را هم فدای عمل نکنید . هیچکدام از این دو نباید فدای دیگری شود . مجموعا " انسان کامل فلاسفه " انسان کامل نیست ، انسان ناقص است . منظور از انسان ناقص چیست ؟ یعنی قسمتی از کمال را دارد . این که برای کمال عقلی ، اصالت قائل شدهاند ، درست است ولی انسان کامل فلاسفه ، از این جهت که سایر جنبههای کمالات انسانی را نادیده گرفتهاند و همه کمالات انسان را در کمال عقلی او جستجو کردهاند ، انسان نیمه کامل است ، انسان ناقص است . انسان کامل فلاسفه ، فقط مجسمهای است از دانایی ، فقط میداند ، یعنی انسان کاملی که آنها فرض کردهاند ، موجودی است که خوب میداند . چنین انسانی ، خوب میداند ولی موجودی است خالی از شوق ، خالی از حرکت ، خالی از حرارت ، خالی از زیبایی ، خالی از همه چیز ، فقط میداند . آن موجودی که تمام هنرش این است که خوب میداند و دانستنش هم تمام هستی را میگیرد و [ مصداق ] " جهانی است بنشسته در گوشهای " میباشد ، انسان کامل اسلام نیست ، انسان نیمه کامل اسلام است . فرصت نکردم روایت موسی بن جعفر علیهماالسلام را درباب