انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٢
در اسلام چطور ؟ آیا اسلام ایمان اسلامی را ایمان به خدا ، ایمان به ملائکه ، ایمان به انبیاء و اولیاء ، و ایمان به معاد را فقط برای این طرح کرده که یک زیربنای فکری و اعتقادی داده باشد ؟ آیا به این دلیل اصول فکری را عرضه میدارد که میخواهد ایدئولوژی را روی یک اصول فکری بنا کند و هدف اصلی آن ایدئولوژی است ، والا خود این اصول فکری اصالتی ندارند ؟ یا نه ، خود این اصول فکری اصالت دارند ؟ [ جواب این است که ] در عین اینکه این اصول فکری ، زیربنای فکری و اعتقادی ایدئولوژی اسلام است اما ارزشش فقط ارزش زیربنائی نیست . در اسلام ، ایمان اسلامی زیربنای فکری و اعتقادی است و ایدئولوژی اسلامی براساس این ایمان بنا شده است ، ولی ایمان در عین داشتن ارزش زیربنائی ، اصالت هم دارد [ یعنی هدف نیز شمرده میشود ] . پس در این جهت حق با فلاسفه است که ایمان ، خودش اصالت دارد نه اینکه ارزش ایمان ، ارزش " مقدمه عمل بودن " است . اینطور نیست که هر چه هست عمل است و هر چه هست فعالیت و کوشش است ، بلکه اگر ایمان را از عمل بگیریم ، یک پایه را خراب کردهایم همچنانکه اگر عمل را از ایمان بگیریم ، یک پایه دیگر را خراب کردهایم . قرآن همیشه میگوید : الذین امنوا و عملوا الصالحات . اگر ایمان ، منهای عمل باشد یک رکن سعادت وجود دارد ولی رکن دیگر آن موجود نیست و اگر عمل را بگیریم و ایمان را رها کنیم ، باز هم درست نیست ، خیمه سعادت روی یک پایه نمیایستد . ایمان از نظر اسلامی ارزش ذاتی و اصالت دارد و واقعا کمال انسان در این دنیا و بالخصوص در دنیای دیگر به این است که