انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦١
اصالتی ندارد ، [١] ولی فکر میکند و فکرش هم غلط است که بدون
ماتریالیسم ، این اصول اجتماعی و سیاسی و اقتصادی را نمیشود به هیچ وجه
توجیه کرد ، پس برای اینکه بشود این اصول را توجیه کرد ، آن اصول فکری
را [ میپذیرد ] . اخیرا بسیاری از کمونیستها در دنیا پیدا شدهاند که [
ماتریالیسم را از کمونیسم ] تفکیک کردهاند ، گفتهاند نه تنها برای ما
ماتریالیسم اصالت ندارد ، بلکه هیچ ضرورتی ندارد که ما حتما ماتریالیسم
را به صورت یک اصلی که نمیشود ردش کرد [ در نظر ] بگیریم ، ما کمونیسم
را میخواهیم ولو منهای ماتریالیسم باشد . مگر الان در گوشه و کنار دنیا از
رهبران کمونیسم نیستند کسانی که کم کم مبارزه با مذهب را دارند تخفیف
میدهند ؟
این ، از آن جهت است که برای آنها ایمان به آن اصول فکری اصالت
ندارد ، آن اصول فکری فقط پایگاه اعتقادی و زیربنای فکری است . از آنجا
که نمیشود یک ایدئولوژی ، بدون جهانبینی باشد ، این جهان بینی را در زیر
این ساختمان قرار میدهند ، برای اینکه بتوانند ایدئولوژی خود را بر روی
این جهان بینی بگذارند . ولی اساس و هدف ، ایدئولوژی است .
[١] اساسا اینها هم که به [ وادی ] ماتریالیسم افتادند ، به خاطر مبارزه احمقانهای بود که کلیسا با افکار سیاسی و اجتماعی و مخصوصا با آزادیخواهی کرد ، بطوری که این فکر در دنیای اروپا پیدا شد که انسان یا باید آزاد باشد و خود را در اجتماع ذیحق بداند و خدا را کنار بگذارد و یا باید به خدا معتقد باشد و خود را ذیحق و آزاد نداند ، و از این قبیل حرفها . بعد برای اینکه بتوانند راهی برای این درست کنند ، از اول آمدند [ ریشه ] مذهب را از زیربنا زدند .