انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٠
انسان است ؟ یعنی از این باب است که چون انسان در دنیا باید تلاش و کوشش کند و همیشه در فعالیت باشد و این فعالیت باید براساس یک نقشه باشد و انسان باید هدف و برنامه و تاکتیک داشته باشد ، [ لذا ] باید زیربنای اعتقادی داشته باشد ؟ و به عبارت دیگر آیا چون انسان خواه ناخواه موجودی است که فعالیتش فکری است و اگر بخواهد یک برنامه عملی در زندگی داشته باشد و به هدفهای خود در زندگی برسد ، بدون یک زیربنای فکری و اعتقادی امکان ندارد ، پس به این دلیل باید یک زیربنای فکری و اعتقادی به او داد تا بتواند این روبناهای فکری را براساس آن زیربنا بسازد ؟ درست مثل کسی که میخواهد یک ساختمان ( خانه یا سالنی ) بسازد ، آن کسی که میخواهد سالن بسازد ، چیزی که برای او هدف و مقصود است این است که این سالن دارای چهار دیوار و یک سقف و درها و غیره باشد ، اما آن زیرسازیها و زیربناها و تهپایههایی که معمولا زمین را میکنند و مقداری از هر پایه را در داخل زمین میگذارند ، جزء هدف او نیست ، بلکه برای اینکه این بنا محکم بایستد و نلغزد و نیفتد ، باید آن زیربنا را احداث کرد . مثلا " کمونیزم " یک سلسله اصول فکری و اعتقادی دارد که آن اصول بر مبنای ماتریالیسم است ، بر مبنای مادیگری است ، و همچنین یک سلسله اصول اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و اخلاقی دارد که از نظر سازمان فکری ، آن اصول اعتقادی زیربنای فکری این اصول هستند . ولی برای یک کمونیست ، آن اصول فکری ، هدف نیست ، واقعا برای یک کمونیست ، ماتریالیسم هدف نیست و برایش