انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦
صوحان . [٢] او از آن دوستان مصفی و پاکدل امیرالمؤمنین است ، و سخنور
و خطیب هم هست [٣] و در حضور امیرالمؤمنین سخنوریها کرده است . همین
که علی ( ع ) را دفن کردند ، در حالی که حزن و غیظ و خشم فوقالعادهای در
همه [ به وجود آمده ] و بغض ، گلوی همه را فشار میدهد و یا گریه میکنند
، یک مرتبه این " صعصعه " در حالیکه قلبش در یک فشار سختی بود ، یک
مشت خاک از قبر علی ( ع ) برداشت و بر سر خود پاشید و بعد دستش را
روی قلبش گذاشت و آن وقت شروع کرد به سخن گفتن با علی ( ع ) : السلام
علیک یا امیرالمؤمنین ، لقد عشت سعیدا و مت سعیدا تو چقدر سعادتمند
زندگی کردی و چه سعادتمند از دنیا رفتی ، تولد تو در خانه خدا بود و در
خانه خدا هم شهید شدی ( از خانه خدا تا خانه خدا ) . علی جان ! تو چقدر
بزرگ بودی و چقدر این مردم ، کوچک بودند . به خدا قسم اگر مردم برنامه
تو را اجرا کرده بودند لاکلوا من فوقهم ومن تحت ارجلهم نعمتها از بالا و
پائین برای آنها میجوشید و نعمتهای مادی و معنوی به آنها میرسید ، ولی
افسوس که مردم قدر تو را ندانستند و به جای آنکه از دستورهای عالی تو
پیروی کنند ، چه خونها به دل تو کردند و آخر ، تو را با این حال و با فرق
شکافته روانه قبر و خاک کردند .
و لا حول و لا قوش الا بالله العلی العظیم
[٢] [ در کتاب مفاتیح الجنان در ادامه اعمال مسجد سهله ، درباره او توضیحاتی آمده است ] . [٣] جاحظ در " البیان والتبیین " از او [ مطلبی ] نقل میکند .