انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢
از بدبختیهای بشر ناشی از ترس از مرگ است مانند تن به پستیها و
دنائتها دادن و هزاران بدبختی دیگر . اگر کسی از مرگ نترسد ، سراسر
زندگیش عوض میشود و انسانهای خیلی بزرگ ، آن انسانهایی هستند که در
مواجهه با مرگ ، در نهایت شهامت و بلکه بالاتر از شهامت با لبخند و
خوشروئی به سراغ مرگ رفتهاند [١] . اگر مرگ در راه انجام مسئولیت
فرا رسد ، برای انسان سعادت است : « انی لا اری الموت الا سعادش ، و لا
الحیاش مع الظالمین الا برما » [٢] . مواجهه با مرگ به این شکل را کسی
نمیتواند ادعا کند ، جز اولیاء حق ، آنها که مرگ برایشان جز انتقال از
خانهای به خانه دیگر و یا به تعبیر امام حسین ( ع ) جز عبور از روی یک
پل ، چیز دیگری نیست . امام حسین ( ع ) صبح عاشورا به اصحابش فرمود :
« ما الموت الا قنطرش تعبر بکم عن البوس و الضراء الی الجنان » [٣] مرگ
جز یک پل که از رویش میگذرید ، چیز دیگری نیست ، اصحاب من ! ما یک
پلی پیش رو داریم که باید از روی آن عبور کنیم ، این پل نامش مرگ است
، از این پل که رد شدیم ، دیگر رسیدهایم به آنجا که قابل تصور نیست .
لحظه به لحظه که مرگ نزدیکتر میشود ، چهره اباعبدالله خندانتر و متبسمتر
میشود .
[١] ولی نه مرگی که خودکشی باشد ، [ بلکه ] مرگی که در راه هدفشان باشد ، چون احساس میکنند که در زندگی ، رسالت و مسئولیت دارند . آدمی که خودکشی کند ، از زیربار مسئولیت شانه خالی کرده است . [٢] لهوف ص ٦٩ ، نفسالمهموم ص . ١١٦ [٣] معانی الاخبار صدوق ، ص . ٢٨٩