انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧
بخواهد . همین نماز است که به او نیرو داده است ، اگر این نماز نبود ،
آن سرباز مجاهد ، مجاهد نبود .
تو او را از اشتباه بیرون بیاور . مگر اسلام نمیگوید که این دستورها به
یکدیگر وابسته است ؟ آنکه جهاد بر او واجب است ، باید جهاد کند و
ماندنش برای نماز در مسجد مدینه حرام است . شرط قبول نماز جهاد است ،
و شرط قبول جهاد ، نماز . آنکه شرایط یک مجاهد برایش فراهم است ، بر
او واجب است که جهاد کند ، به او بگو که اسلام میگوید نماز منهای جهاد
باطل است . این نه تنها خیرالعمل نیست ، بلکه شرالعمل است و نماز
نیست . نماز اسلام را به او یاد بده . آن نمازی که آدم از جهاد فرار کند
و مسجد را انتخاب کند ، نماز اسلام نیست ، نماز اسلام ، خیرالعمل است .
نه اینکه بیائی " حی علی خیرالعمل " را از اذان برداری و خیال کنی این
بدآموزی دارد ، چون مسلمانان به جای جهاد ، سراغ نماز میروند ! نه ،
فکرش را اصلاح کن ، اشتباه را از کله اش بیرون بیاور . چرا چنین حرفی
میزنی ؟ !
این است که در منطق اسلام و اگر بخواهیم به تعبیر امروز بگوییم ، در
نظام ارزشهای اسلامی ارزش ارزشها " عبادت " است ، اما " عبادت
اسلامی " ، " عبادت با شرایط " . قرآن به ما گفته است که نماز ، آن
وقت نماز است که اثرش هویدا باشد ، اثر خود را نشان دهد . چطور نشان
میدهد ؟ " « ان الصلوش تنهی عن الفحشاء و المنکر »" [١] خصلت نماز
درست ، این است که انسان را از کارهای زشت باز
[١] سوره عنکبوت ، آیه . ٤٥