فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦
نظریه دیگری هست که معتقد است که عشقها از غریزه جنسی شروع میشود ولی بعد تلطیف میشود ، جنبه جنسی خودش را از دست میدهد و حالت روحانی به خود میگیرد . و یک نظریه دیگر هست که از اساس قائل به دو نوع عشق است : عشقهای جسمانی که مبدأ جسمانی و غایت جسمانی دارد ، و عشقهای روحانی که از ابتدا مبدأ روحانی دارد و غایتش هم روحانی است . مسأله عشق خصوصا در آنجا که با پرستش توأم میشود و بلکه هر عشقی که به مرحله عشق واقعی برسد ( یعنی حساب شهوات را باید جدا کرد ) به مرحله پرستش میرسد ، یعنی این دو در واقع از یکدیگر تفکیک پذیر نیستند به هر حال مسأله عشق و پرستش در انسان مسألهای است که فوق العاده نیازمند به تحلیل و تفسیر و توضیح و توجیه است . باید بررسی شود که واقعا چه مبدئی دارد ؟ آیا این حرفی که از قدیم به افلاطون نسبت دادهاند و لهذا امروز هم میگویند " عشق افلاطونی " راست است ؟ آیا در انسان واقعا یک مبدأ غیر جسمانی و غیر مادی برای عشق وجود دارد ؟ و آیا عشقهای روحانی هم در انسان وجود دارد و اگر وجود دارد چیست ؟