فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥
ماورای منطق و دستگاه ادراک جستجو کردن چرا ؟ هنگامی ما باید برویم به دنبال علتی ماورای دستگاه ادراک و فکر که از نظر دستگاه ادراکی و فکری هیچ گونه توجیهی نداشته باشیم ، بگوییم چون هیچ گونه توجیهی ندارد پس امری غیر از دستگاه ادراکی عامل آن بوده است . آنچه که اینها میگویند " جهل " غیر از آن چیزی است که شما میگویید . مسأله این نیست که بشر فکر و استدلال میکرده ولی در استدلالش اشتباه کرده ،همان جهلی که یک فیلسوف در فلسفه خودش و یک عالم در علم خودش دارد. جهلی که اینها میگویند یعنی جهلی که صرفا یک واهمه است ، مثلا بشر خواب میدیده ، در خواب دوگانگی خودش را احساس میکرده و بعد خیال میکرده که پس همه اشیاء جان و روح دارند . - مثلا آمدن باران را فورا منتسب میکرده به یک چیزی و اسمش را میگذاشته " خدا " . . . همان اصل علیت است . - سخن من همین مطلب بود که اینها به خاطر عدم آگاهی از علل واقعی مادی ، فورا منتسب میکردند به یک عامل ماورای طبیعت . نه ، اینها یک مقدار را که مسأله اصل علیت است قبول میکنند ، یعنی در بیان اینها هم - مخصوصا در بیان اگوست کنت - این جهت هست که بشر از اول در مقام تعلیل برآمده ، ولی فکر بشر را در همینجا متوقف کردند و رفتند دنبال اوهام . گویی فکر بشر از اینجا یک قدم آن طرفتر نرفته است ، فقط اصل علیت را قبول