فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٧
نیست . وقتی خود این مطلق نباشد پس ما احکام مطلقی داریم ، و به عبارت دیگر چون این مطلق نیست پس باید یک سلسله احکام مطلق داشته باشیم . این یکی . دیگر اینکه میگوید " مردم را به مهرورزی میخواند و اینکه همه مردم همدیگر را برادر و خواهر بدانند " . از این آقا باید پرسید این دستورالعمل اخلاقی که " همه مردم باید یکدیگر را برادر و خواهر یکدیگر بدانند " حکم مطلق است یا حکم نسبی ؟ تعلق به زمان خاص دارد یا در همه زمانها [ صادق است ؟ ] آیا این دستورالعمل برای همه زمانها از گذشته و آینده و حاضر خوب بوده است یا فقط برای زمان حاضر است ؟ همچنین آیا در همه مکانها و در همه شرایط برای همه مردم صادق است یا برای بعضی از مردم ؟ بعد خبرنگار میگوید : استاد دانشگاه تهران که از پیشرفت تکنیک و دانش و از استخدامشان در خدمت ظلم و آدم کشی سخت رنج میبرد میگوید : " احکام لا یتغیر قرون وسطایی در قرن ما در هم شکسته و اعتبار خود را نه تنها از دست داده بلکه احکام جدیدی جای آنها را گرفته که به هیچ وجه مطلق نیست . حکمت عالیه سقراط و اخلاق متعالی کانت با آنهمه طنطنه و دبدبه به عنوان ریا و دروغ و حس اثبات نفس و خود دوستی و حب ذات تعبیر شده است . اینشتین اعتبار علمی مطلق بودن زمان و مکان را درهم ریخت . از سوی دیگر با نظریه جنسی فروید اعتبار مبانی اخلاقی که به صورت موهبت مطلق الهی تلقی میشد از دست رفت . اکنون که کلیه احکام ، نسبی است نباید به خاطر اینکه فلانی حکم مورد قبول مرا نمیپذیرد برادرکشی راه بیاندازیم .